وطن پرست
  
 
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
موضوع بندی

انگلیسی با موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387
قتل بزرگمهر - اهمیت اندیشه، دانش و تجربه برای یک ملت
مورخان اروپایی ماه مه سال 590 میلادی را به دلایل متعدد آغاز پایان کاردودمان ساسانیان ایران نوشته اند که یکی از این دلایل؛ کنار گذاشتن، بازداشت و احیانا قتل مدیران مجرب و ایراندوست کشوری و لشکری بود. در این ماه «بزرگمهر» وزیر معروف و باتدبیر خسرو انوشیروان نیز به دستور خسرو پرویز کشته شد و ایرانیان از داشتن یک مدیر شایسته، مدبر، اندیشمند و میهندوست عاری شدند.
یک سال پس از قتل بزرگمهر، خسرو پرویز به توصیه دلسوزان ایران که سپهبد بهرام چوبین را ببخشد و این نابغه نظامی را از دست ندهد اعتناء نکرد و در سال 594 هم نقشه قتل سپهبد بستام (بیستام ، امروزه : بسطام) ساسانی را کشید که فرار کرد و در غربت درگذشت. در عهد خسرو پرویر بسیاری از ژنرالهای برجسته ایران در جنگهای غیر ضروری او کشته و یا قربانی سوء ظن وی شدند و جان باختند . مدیران اداری شایسته هم از گزند او در امان نماندند، بنابراین دیگر شخصیتی باقی نمانده بود که امپراتوری کهنسال ما را با تدبیر و نیرو حفظ کند و ظرف چند دهه از هم گسیخت.
در کتاب «مدیریت در ایران باستان» تالیف «تاراپور» آمده است که از زمان تاسیس ایران واحد به دست کوروش بزرگ، رسم بود که از مدیران شایسته (نظامی و اداری) و مردان اندیشه و دانش تا پایان عمر استفاده می کردند و در مورد مدیران امور که گردانندگان چرخهای امپراتوری بودند؛ زمانی از کارشان (به صورت مدیر و مقام) و زمانی دیگر از تجربه و مغز آنان (به صورت مشاور و اندرزگو). این رسم پسندیده پس از سلطه عرب و تا حمله مغول کم و بیش رعایت می شد و امویان و عباسیان روش ها و تجربیات مدیریت امپراتوری ایرانیان را بکار بستند و موفق بودند. ایلخانان مغول و امیرزادگان تیموری هم این روش را تا حدی دنبال می کردند ولی با اندک سعایتی، مدیر ایرانی را منهدم و یا از صحنه بیرون می انداختند و به همین دلیل درکار خود موفق نبودند و دولتی مستعجل داشتند. صفویه، جز شاه عباس یکم، معتقد به نقش تجربه و مغز (اندیشه و دانش) نبود که افشاریه و به ویژه زندیه بازگشت به اصل (دوران امپراتوری باستانی) کردند.
در عصر قاجاریه، تنها امیر کبیر را با بزرگمهر قابل مقایسه دانسته اند.
در کشورهای پیشرفته، از دیر زمان وزیران، مدیران و ژنرالهای این کشور را پس از اتمام دوره و یا در زمان بازنشستگی به عنوان مشاور، استاد و اندرزگو بکار می گیرند. حتی رسانه های این ممالک هنگام ضرورت نظر آنان را درباره «موضوع روز» می پرسند و راهنمایی هایشان را منتشر می سازند و روی این نظرات بحث طولانی می کنند تا جامعه به بیراهه نیافتد.

 
جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387
زادروز کامپیوتر در سال1941 و در آلمان
12 ماه مه سال 1941 (دوران جنگ جهانی دوم) کنراد زوس Konrad Zuse دانشمند آلمانی کامپیوتری را که ساخته بود، خودکار و توان برنامه نگاری داشت در شهر برلین به معرض تماشا گذارد. وی که در دسامبر 1995 درگذشت و در ریاضی ـ فیزیک دکترا داشت در زمان اختراع کامپیوتر (ماشین حسابگر) 31 ساله بود. کنراد زوس نام ماشین اختراعی خود را «زی ـ 3» نام نهاد. کنراد به پژوهشگری ادامه داد و نخستین زبان پروگرام کردن را طراحی کرد و نامش را «پلان کالکول گذارد. وی جزئیات طراحی این زبان را در سال 1948 منتشر ساخت. زوس که برای ادامه کار شرکتی تشکیل داده بود سپس کامپیوتر تکمیل شده خود به نام «زی ـ 4» را ساخت که نخستین کامپیوتر بازرگانی جهان بشمار می آید. شرکت زوس سپس با کمپانی های انگلیسی ـ آمریکایی از جمله آی. بی. ام همکار شد، و ....

 
جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387
اهمیت پرچم ایران باستان در میدان جنگ و برای سرباز ایرانی
تئودوسیوس دوم امپراتور روم ۱۲ مه سال ۴۲۰ میلادی(1587 سال پیش در روزی چون دیروز) در آخرین دیدار خود با افسران واحدهای ارتش این کشور که عازم جنگ با ایران بودند به آنان توصیه کرد که پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترین هنگ رومی را مأمور تصرف پرچم ایران کنند و تأکید کرد که با تصرف پرچم، سربازان ایران روحیه خود را از دست خواهند داد که عاملی است مهم به سود ما. مورخ ارتش روم که در این جلسه حضور داشت و نیز ناظر صحنه های این جنگ ایران و روم بود که دو سال طول کشید نوشته است که در جریان جنگ، نیروهای رومی بارها کوشیدند تا پرچم ایران را به دست آورند، ولی موفق نشدند. این مورخ سپس به توصیف این پرچم و روش محافظت از آن پرداخته و نوشته است: ابعاد پرچم ایران (درفش کاویان) هفت متر در پنج متر است (اندازه ها بعدا به نظام متریک محاسبه شده است)، بر بالای آن نقش یادآوری اهورا مزدا (فروهر) قرار دارد، علامت برجسته پرچم با نخ های سیم و زر و گوهرهای گرانبها (یاقوت و ...) دوخته شده و این گوهرها به گونه ای قرار گرفته اند که اشعه آفتاب را تا مسافتی دور منعکس می کنند. این پرچم در جریان جنگ روی یک تپه یا زمین مرتفع قرار داده می شود و سه ردیف سرباز نیزه دار بلند قامت دایره وار از آن محافظت می کنند.
جنگی که از آن یاد شد در سال ۴۲۲ میلادی با امضای یک پیمان صلح میان دو ابر قدرت وقت پایان گرفت. باید دانست که پرچم ملی ایران باستان تنها یک بار تصرف شد و آن در جریان جنگ قادسیه در سال 637 میلادی بود.

 
جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387
«صلح رومی» برضد امپراتوری ایران، و طرز مصرف آن در دوران معاصر
طبق پیوستی که بر تاریخ روم تالیف «لیوی» مورخ این کشور در سده یکم پیش از میلاد نوشته شده است، "اگوستوس" امپراتور روم 12 ماه مه سال 23 پیش از میلاد (این تاریخ بعدا پس از تبدیل و احتساب تقویم ها به دست آمده است) اعلام کرد که دولت روم یک دولت تجاوزگر نیست و جنگهایی را که به آن دست می زده است به منظور تامین صلح بوده و «آزادیبخش» باید بشمار آیند! و دستور داد که رویدادنگاران ارتش روم که وقایع روزانه فعالیتهای نظامی را ثبت می کردند و «وقعه» می خواندند از آن پس این نکته را از نظر دورندارند و وقایع را طوری ننویسند که نشان دهد رومیان تجاوزگر و توسعه طلب بوده اند، ما دولت تیسفون (اشکانیان و به نوشته رومیان، پارتیان) نیستیم که از سلطه گری دست بر نمی دارد و.... از آن پس، عبارت صلح رومی (پاکس رومانا) وارد تاریخ شد و مورخان عهد امپراتوری این کشور تجاوزات، جنگها و اشغالگری های روم را «خدمت و فداکاری به خاطر صلح ـ وظیفه جهانی!» می نوشتند.
پس از شکست های نظامی شدید سال های ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ میلادی از ایران (زمان اردشیر ساسانی و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در این جنگ هاو تعهد پرداخت باج و خراج به ایران، سران روم در نشست چند هفته ای ماههای آوریل و مه سال261 میلادی که در آن استراتژی و پالیسی روم تنظیم شد باردیگر «صلح رومی» و دفاع از آزادی سایر ملل، به ویژه ملل کوچک به میان آمد . به موجب این سیاست،جنگ و تعرض هم البته اگر از جانب روم (ایتالیا) باشد نوعی صلح است!. همین استدلال و حرفی که ابرقدرتهای قرن بیستم و تنها ابرقدرت امروز می زند. در مقدمه استراتژی مصوب در مه سال 261 که سند آن موجود است دولت ساسانیان و ناسیونالیسم ایرانی خطر اول برای روم و مسبب همه دشواری های این امپراتوری اعلام شده بود؛ زیرا که سیاست کلی ساسانیان بر این اصل قرار گرفته بود که رومیان قدم به آسیا نگذارند و اجازه تاخت و تاز به آنها در سوریه و سواحل غربی آسیای صغیر «ترکیه امروز» و حتی مصر داده نشود.
سه دهه پس از نشست سال 261 ، امپراتور وقت روم برپایه این پالیسی، در پیامی به مناسبت آغاز پادشاهی نرسی پسر شاپور یکم شاه ساسانی ایران به او نوشت که این کشور سر جنگ ندارد و جنگهای روم با کشورهای دیگر بخاطر برقراری یک صلح پایدار است! که نرسی نهم ژانویه سال 293 میلادی به او پاسخ داد: تا تعبیر از صلح، چنین باشد که رومی ها گفته اند، صلحی وجود نخواهد داشت.
«تاریخ»، مصرف عبارت «صلح رومی» را که ادامه دارد در هر زمان به طرز و گونه ای ثبت کرده است و در دو دهه اخیر تحت عناوین «برقراری دمکراسی، جلوگیری از گسترش سلاحهای کشتار جمعی، ریشه کنی تروریسم و ...». پاسخی را که «نرسی» شاه ساسانی ایران در سال 293 میلادی (1714 سال پیش در ماه ژانویه) به امپراتور روم داد، نهم ماه مه 2007 (چهار روز پیش) از دهان ولادیمیر پوتین رهبر روسیه شنیده شد که گفت: رفتار آمریکا، امروز به گونه ای است که هیتلر در اواخر دهه 1930 در پیش داشت و به جنگ جهانی دوم منجر شد و تردید نیست که رفتار امروز به جنگ جهانی سوم، و ....

 
جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387
مازندرانی ها برای ایستادگی در برابر عرب،
رماه مه سال665 میلادی مردم مازندران با هدف ایستادگی بهتر در برابر حملات نظامی اعراب به این استان ایران، شاپور باوندیان(باندیان شاپور) از وابستگان خاندان اسپهبدان را به ریاست خود (حکومت مازندران) برگزیدند. این خانواده تا 65 سال بعد بر مازندران حکومت کرد.
در دوران حکومت ساسانیان، بیشتر افسران ارتش ایران از میان مازندرانی ها که در ایراندوستی، دلاوری و ایستادگی زبانزد بوده اند انتخاب می شدند و خانواده سپهبدان بیشترین افسران را به ارتش ایران عهد ساسانیان (اوج ناسیونالیسم ایرانی) تحویل داده بود.
پارسیانی که در همان قرون به هند مهاجرت کردند عمدتا از مازندران بوده اند که همچنان به ایرانی بودن و نیاکان خود مباهات می کنند و فرهنگ و منش آنان را محفوظ داشته و آن را در سراسر جهان تبلیغ کرده اند.

 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
زادروز خواجه عبدالله انصاری: ادیب، عارف و اندیشمند ایرانی
خواجه عبدالله انصاری ادیب، عارف و اندیشمند ایرانی، چهارم مه سال ۱۰۰۶ میلادی چشم به جهان گشود و 83 سال عمر کرد و در شهر هرات درگذشت. وی معاصر خواجه نظام الملک و ابوسعید ابی الخیر بود. کتاب اسرار و جزوه دل و جان و رساله های قلندرنامه، هفت حصار و محبت نامه از جمله تالیفات اوست. مناجاتنامه خواجه عبدالله از لحاظ سادگی گفتار و شیرینی بیان، کم نظیر توصیف شده است. رباعیات شیخ عبدالله نیز معروفند. نثر خواجه عبدالله شعرگونه (همانند سخن سعدی) است. خواجه عبدالله اندرز فراوان در رسیدگی به احوال و رفع دشواری و به دست آوردن دل مردم داده است از جمله این عبارت معروف او «دل به دست آر تا کسی (شخصیتی) باشی»، یا «دوست را از در بیرون کنند، ولی نه از دل». وی گفته است:
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل == یک کعبه صورتست، یک کعبه دل
تا توانی زیارت دلها کن == کافزون ز هزار کعبه آمد یک دل
خواجه عبدالله اندرز داده است که در سخن گفتن نباید کلمات چنان بیان شود که رنجش و ناامیدی مخاطب را فراهم آورد و اندرز شیوای او در این زمینه چنین است: «هر چیز که به زبان آید، شاید که به زیان آید». به عبارت دیگر، پیش از بیان هر مطلب باید درباره موضوع و انتخاب واژه ها و طرز ادای آنها تفکر کرد.

 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
دولت ایران ورود یونانیان را به ساتراپی خود، مصر ممنوع کرد
فرماندار ایرانی مصر در بهار سال ۴۵۴ پیش از میلاد با صدور دستوری ورود یونانیان را به مصر ممنوع اعلام کرد. طبق محاسبه تقویم نویسان، این دستور که به سه زبان و سه خط نوشته شده بود چهارم ماه مه آن سال صادر شده بود. علت صدور این دستور این بود که یونانیان به تحریک مصری ها بر ضد دولت ایران ادامه می دادند. یونانیان قبلا هم مصریان را بر ضد دولت ایران به شورش وادار کرده بودند که شورش آنان سرکوب شده بود و یونانیان محرک پس از مصادره کشتی هایشان توسط ساتراپ ایرانی مصر، اخراج (دیپورت) شده بودند. در قرون قدیم، مصر به مدت 121 سال یک ساتراپی (ایالت) ایران بود.

 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
شکست نیروهای انگلیسی از عساکر عثمانی در کوت العماره عراق و ...
چهارم مه 1917 سربازان انگلیسی که در جریان جنگ جهانی اول (عمدتا به خاطر نفت) وارد بین النهرین شده بودند پس از یک نبرد ۱۴۳ روزه با عساکر عثمانی، در منطقه کوت العماره به اسارت عثمانی ها در آمدند. در پایان جنگ جهانی اول که در آن آلمان و متحد آن عثمانی شکست خوردند، بالاخره انگلستان به آرزوی خود رسید و بر بین النهرین و بسیاری از متصرفات عربی عثمانی از جمله فلسطین مستولی شد، نقشه جغرافیایی منطقه را تغییر داد، اردن را به وجود آورد، عراق را از ایالت های سابق وابسته به عثمانی و با حذف پاره ای قسمتها به ویژه در جنوب آن (کویت)، به عنوان کشوری مستقل اعلام داشت، دو امیرزاده از حجاز را به پادشاهی اردن و عراق گمارد، قسمتی از فلسطین را اختصاص به یهودیان داد و ... و ریشه مسائل امروز خاور میانه از همین تقسیمات اصطلاحا من درآوردی (و استخوان لای زخم گذاردن) است.

 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
خواست مهم پارسیان هند که تحقق نیافت، چرا؟
دوازدهم اردیبهشت 1311 «دینشاه ایرانی» رئیس وقت انجمن پارسیان هند در پنجمین روز اقامت خود در تهران ضمن تمجید از برانگیخته شدن مجدد احساسات میهندوستانه ایرانیان و توجه آنان به گذشته باعظمت وطن و اخلاقیات اصیل ایرانی، از دولت وقت خواست تا پارسیانی را که در قرون هفتم و هشتم میلادی اجبارا ترک وطن کرده و عمدتا در هند اقامت گزیده ولی خود را همچنان ایرانی می دانند و به ایران وفادار مانده و به ترویج منش (خصال) ویژه و تمدن ایرانیان پرداخته اند، از مزایای اتباع ایران برخوردار سازد تا بتوانند با استفاده از این مزایا، به آبادانی و توسعه وطن نیاکان با تاسیس مدارس و بیمارستانها و نیز سرمایه گذاری در صنعت و کشاورزی کمک کنند. وی سپس به تفصیل از پیشرفتهای هند که نتیجه تلاش و سرمایه و مهارت پارسیان بوده است سخن گفت و مقامات دولت وقت وعده فراهم آوردن تسهیلات را دادند، ولی ... زیرا که در آن زمان هندوستان (همه شبه قاره) وابسته به انگلستان بود و این دولت مایل نبود که سرمایه پارسیان که داشتند هند را صنعتی می کردند از شبه قاره خارج و قسمتی از آن به ایران منتقل شود. اگر «تاریخ» را گواه بگیریم، خواهیم دید که در دو قرن گذشته (پس از زندیه)، قدرت های جهانی وقت همه تلاش خود را بکار گرفته اند تا ایرانی و ایران سر بلند نکند و درصدد احیاء ایرانزمین برنیاید و یک نیروی معارض نشود.

 
شنبه 25 اسفند ماه سال 1386
کارنامک اردشیر پاپکان، تمدن بیشرفته ایرانیان
کارنامک اردشیر پاپکان، تمدن بیشرفته ایرانیان و اقتباس از آن در دنیای معاصر
تصویر اردشیر پاپکان بر سکه اش
کار جمع آوری و تالیف تاریخچه اردشیر یکم، بنیادگذار دودمان ساسانیان، تحت عنوان «کارنامک اردشیر پاپکان» مارچ سال 300 میلادی (1708 سال پیش دراسفند ماه) پایان یافت و چند روز بعد نسخه اصلی آن به مناسبت نوروز در تالار پذیرایی کاخ سلطنتی درتیسفون قرار گرفت. به نوشته مورخان رومی، «نرسی» شاه وقت پس از خواندن کارنامه اردشیر از این که نتوانسته بود مانند او رومیان را از نزدیک شدن به قلمرو ایران بازدارد از فرط اندوه بیمار شد و به نفع پسرش «هرمز» کناره گیری کرد. کارنامه اردشیر قرنها نصب العین سران ایران بود. این کارنامه ـ طبق مطلب مصوری که از کانال تاریخ پخش شده است، درعین حال پیشرفته بودن تمدن ایران درآن روزگار را منعکس می کند که دفتر رئیس کشور (اردشیر یکم) کارهای روزانه دولت را یادداشت می کرد و همانند یک «روزنامه محدود» به اطلاع مقامات رسانده می شد. برپایه همین روش، در 15 سال اخیر سران همه کشورها، پارلمان ها و دستگاههای دولتی برای خود «وبسایت» رسمی ساخته و برای ملاحظه عموم و به ویژه دولتهای دیگر و رسانه ها در اینترنت قرارداده اند و مطالب این سایت ها سند است و تاریخدانان هم جهت استفاده های بعدی و دادن تکلیف بررسی به شاگردانشان مورد استفاده قرار می دهند. در اظهار نظر سایر دولتها به مطالب منتشر شده منسوب به یک مقام رسمی، همین وبسایت ها ملاک عمل و سند رسمی هستند و درنتیجه باید «تکست = متن» باشند تا تنظیم ژورنالیستی که جهت سهولت خواندن در زمانی کم و فهمیدن ماوقع است. عادت بر این شده است که برخی از روزنامه ها، در زیر خبرهای خود نشانی وبسایت رسمی مربوط را درج کنند تا اگر مخاطب نیاز به متن مطلب داشته باشد به آن مراجعه کند.

 
شنبه 18 اسفند ماه سال 1386
معینیان نخستین وزیر اطلاعات (انتشارات و مطبوعات ) ایران
معینیان نخستین وزیر اطلاعات (انتشارات و مطبوعات ) ایران در یک نگاه

مجلس شورای ملی 19 اسفند 1342 کابینه حسنعلی منصور را که دو روز پیش از آن در پی کناره گیری امیر اسدالله علم مامور تشکیل کابینه شده بود تایید کرد و اداره انتشارات و رادیو تبدیل به وزارت اطلاعات (انتشارات و مطبوعات ــ ارشاد ) شد که بعدا سازمانهای دیگری از جمله جهانگردی بر آن اضافه گردید و نصرت الله معینیان روزنامه نگار معروف تصدی وزارت تازه را برعهده گرفت . قبلا امور مطبوعات از جمله صدور پروانه از اختیارات وزارت کشور و پیش از آن شورایعالی فرهنگ بود .
معینیان که در شایستگی او در مدیریت ، میهندوستی و پاکدامنی جای تردید وجود ندارد و از مردان بزرگی است که ایران در تاریخ معاصر خود به وجود آورده است پیش ازقبول مدیریت انتشارات و رادیو ، سردبیر روزنامه بود.
وی رادیو ایران و خبرگزاری پارس را که دو موسسه مرده بودند با کمترین هزینه و نیروی انسانی به صورتی در آورد که با بهترین موسسات مشابه در کشورهای پیشرفته کوس برابری می زدند . برای رسیدن به این هدف ، معینیان مقررات استخدامی جدا گانه ای را همراه با انضباط سخت و آموزش ضمن خدمت به اجرا در آورد که در آن پرداخت دستمزدها به صورت روزانه صورت می گرفت. حتی از قلم افتادن یک « واو » در یک مطلب جریمه سنگین داشت و همین روش باعث پرورش نسلی شد که تا سالها رسانه های کشور را با کیفیت خوب اداره می کرد.
معینیان با ابداع تلفن 27000 شخصا به نظر مردم نسبت به برنامه های رادیو رسیدگی دقیق می کرد و اگر از یک موسسه دولتی دیگر شکوه و شکایت کرده بودند تا به حصول نتیجه ، کار را شخصا دنبال می کرد . در زیر دفتر ویژه تلفن 27000 اقدامهایی را که درباره هر تماس تلفنی مخاطب کرده بود می نوشت و امضاء می کرد که مطالعه آن برای هر پژوهشگر تاریخ می تواند جالب باشد.
معینیان نامه های وارده را در کمتر از 12 ساعت می خواند و پاسخ می داد و از دریافت پیشنهاد ها و طرحهای تازه استقبال می کرد و حتی آنها را می خرید . برای هر برنامه شورایی به وجود آورده بود و تصمیمات با نظر شورا بود.
در آن زمان که برای دولت اشاره به کوچکترین ضعفی قابل تحمل نبود ، معینیان اجازه پخش برنامه روزانه « در گوشه و کنار شهر » را در پرایم تایم ( ساعت 4 و نیم بعد از ظهر ) از رادیو داده بود که ضعفها و نارسایی ها ی جامعه تهران را منعکس می کرد. خبرهای سایر کشور ها باید از چند منبع گرفته می شد تا مبادا یک منبع مغرض باشد و ایران هنوز نتوانسته معادل سردبیرانی که او در دوران طولانی مدیریت خود بر خبر گزاری و رادیو پرورش داد تولید کند.
علم در بهمن ماه سال 1341 با برداشتن معینیان از سازمان انتشارات و رادیو و انتصاب او به وزارت راه اشتباه بزرگی را مرتکب شد که در به وجود آمدن رویدادهای خونین خرداد 1342 تاثیر فراوان داشت . برنامه های رادیو با مدیریت تازه تا حدی باعث تشدید بحران شد و فردی که جانشین معینیان شده بود اجازه داده بود که در بهار 1342 دستگاههای پخش ساز و آواز رادیو را به شهر قم ببرند و در میدانها و چهار راههای این شهر با صدای بلند ترانه پخش کنند ــ کاری که سابقه نداشت . علم چند ماه بعد متوجه اشتباه خود مبنی بر تغییر معینیان از سازمان انتشارات و رادیو شد و او را با حفظ سمت وزارت راه بار دیگر به مدیریت آن سازمان باز گردانید که حسنعلی منصور در اسفند همین سال انتشارات و رادیو و ادارات مربوط را در هم ادغام کرد و به صورت وزارتخانه در آورد و به نصرت الله معینیان سپرد.
معینیان سالها بعد با هدف خدمت به وطن و هموطنان ریاست دفتر شاه را پذیرفت تا رابط اطمینان بخش و بی غرضی میان مردم و شاه باشد . ولی ، روال کار در دربار طوری بود که معینیان امکان کمک کردن به حل مسائل را به دست نمی آورد و در اینجا یک مدیر شایسته ، بی نظر و میهندوست عملا خنثی شده بود و کار موثری نمی توانست انجام دهد.بسیاری از اندیشمندان وطن خارج ساختن معینیان از بخش اجرایی ایران و قرار دادن او را در چهار دیواری یک دفتر در طول یک دهه بزرگترین آسیب به ایرانیان و به منزله یک توطئه غیر عمد می دانند. محروم کردن ایران از نیمه دهه 1340 از استعداد مدیریت ، مهارتها و درستی خاص معینیان لطمه و نقصان بزرگی بود که هرگز جبران نخواهد شد. معینیان از شهر اصفهان برخاسته است.

 
جمعه 26 بهمن ماه سال 1386
روزی که طبری مورخ بزرگ ایرانی درگذشت
ابوجعفر محمد جریر طبری مولف تاریخ 16 جلدی «اخبار الرسل والملوک» 16 فوریه 923 میلادی ( 301 خورشیدی ) از این دنیا رفت. اثر مهم او به « تاریخ طبری » معروف است. محمد جریر از مردم طبرستان ( مازندران ) بود که علاوه برتاریخ بسیار مفصل خود ، چند تالیف و تفسیر دیگر هم دارد . در آن زمان ، همانند اروپا که تا قرون جدید کتابهای فلسفی ، تاریخ و علوم به زبان لاتین ( زبان کلیسا ) تالیف می شد تا در همه سرزمین های مسیحی خواننده داشته باشد ؛ نویسنگان ایرانی هم این قبیل کتابها را به عربی می نوشتند تا در سراسر جهان اسلامی انتشار یابد و خوانده شود . بنابر این، محمد جریر هم تالیف خود « اخبار الرسل والملوک » و « الامم والملوک » را به عربی نوشت که به دستور منصور سامانی ، وزیر وی ابوعلی محمد بلعمی آن را به فارسی برگردانید که نثری روان ، ساده و دلنشین است. طبری آغاز قیام ایرانیان برای تامین استقلال وطن را شاهد بود.
    محمد جریر در مقدمه تالیف خود نوشته است که هدف او از این کار پر زحمت ؛ خبر رساندن و آگاهی دادن از حوادث ایام ملوک ، پیمبران ، و خلیفگان از آغاز خلقت است و کارهایشان را بگویم تا کوتهی آنان روشن شود. وی در این مقدمه نوشته است که آن چه را که آورده از قول راویان و ناقلان است و از او نیست و درستی آنها را جز آن چه که در زمان خودش و یا نزدیک به عصر خودش بوده تضمین نمی کند.

 
جمعه 26 بهمن ماه سال 1386
رضا شاه روابط ایران با آمریکا را قطع کرد
رضاشاه پس از دریافت گزارش رئیس هیات سیاسی ایران در واشنگتن در سال 1314 ( 16 فوریه 1936 ) دستور داد که روابط سیاسی با ایالات متحده آمریکا قطع شود. غفار جلال علاء رئیس نمایندگی ایران در آمریکا گزارش کرده بود که پلیس شهر واشنگتن اتومبیل وی را متوقف و با این که خود را معرفی کرده بود به او ورقه جریمه داد. وی نوشته بود که به علت امتناع از دریافت ورقه ، مامور پلیس او را به ایستگاه پلیس منتقل می کند و در آنجا چند ساعت بازداشت می شود . در آن روز غفارجلال علاء خود رانندگی اتومبیل سفارت را برعهده داشت . پلیس واشنگتن او را متهم به رانندگی بیش از سرعت مجاز کرده بود.
    وزارت خارجه ایران گزارش را عینا برای رضا شاه ارسال می دارد و وی این عمل را بی احترامی نسبت به کشور ایران تلقی کرده و دستور قطع روابط و احضار کارکنان سفارت ایران از واشنگتن و اخراج هیات سیاسی آمریکا از تهران را می دهد.قطع روابط ازنیمه فرودین 1315 عملی می شود ، ولی غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار می گردد . مقام وی « وزیر مختار » بود. روابط ایران و آمریکا پس از این رویداد مدتها قطع بود.

 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
شکست نیروهای خاقان چین در فرغانه از لشکریان ایران

14 فوریه سال 102 میلادی «وادی» خاقان وقت چین با استفاده از فرصت درگیری ایران با رومیان در غرب، چهل هزارتن از نیروهای خود را روانه فرغانه (ورارود) کرد. این حمله بدون نیاز به اعزام افراد پادگانهای تپورستان (مازندران) ، آثرپاتیگان (آذربایجان) و پارس (سراسر جنوب ایران تا اصفهان) ، توسط نیروهای محلی پارت (خراسان) ، آریانا (افغانستان) و کهستان در هم شکسته شد و بسیاری از چینیان به اسارت درآمدند.
اسیران چینی هدف حمله را به دست آوردن اسبان دره فرغانه که بزرگتر از اسبان چین ، نیرومند و پرطاقتند بیان کردند .
قضیه به مهستان (سنای ایران) در تیسفون گزارش شد و قرار شد که اگر خاقان پوزش بخواهد، اسیران چینی آزاد و سه هزار اسب نیز به خاقان فروخته شود که خاقان پذیرفت و به جای پول نقد، بابت بهای اسبان به ایران ابریشم تحویل داد.
ــــــــــــــــــــ
* آثرپاتیگان از نام آثرپاتی( آذربد) شهربان و موبد (روحانی زرتشتی) این خطه گرفته شده که هنگام حمله اسکندر به ایران در راس امور ایالت بود .

 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
لغو روادید
دولتین ایران و ترکیه روادید ورود اتباع دو کشور به خاک یکدیگر را 23 بهمن 1342 لغو کردند . در سالهای اخیر دولت ترکیه توصیه های متعدد را که بار دیگر برای اتباع ایران مقررات ویزا برقرار کند نپذیرفت.

 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
 40 سال پس از شکست نهاوند،

40 سال پس از شکست نهاوند، ایرانیان به دعوت مختار شمشیر برگرفتند
مورخان اروپایی ماه فوریه سال 683 میلادی را آغاز بپاخیزی مختار ابوعبیده ثقفی در عراق به خونخواهی حسین ابن علی ( ع ) و یارانش نوشته اند و اضافه کرده اند که در اندک مدتی بیش از 20 هزار ایرانی با اسب و اسلحه به وی پیوستند و ظرف چهار سال بسیاری از لشکریان بنی امیه و سردارن اعزامی از شام ( سوریه ، لبنان ، اردن و فلسطین) را از پای در آوردند .
به نوشته این مورخان ، قیام مختار فرصت مناسبی به ایرانیان داده بود تا با عربان که بر وطن آنان مسلط شده و نوه پیامبر اسلام را با شقاوت تمام مقتول ساخته و خانواده او را اسیر کرده بودند در آویزند .
قیام مختار 40 سال و چند ماه پس از شکست نهاوند آغاز شده بود. مختار در سال 687 در جنگ با سپاه امویان شام کشته شد. « مختارنامه» که شرح جنگهای مختار به زبان فارسی بود از پرخواننده ترین کتابها در ایران بشمار رفته است و پس از پیدایش چاپ سنگی در ایران به چاپ رسید . در سپاه مختار به فارسی تکلم می شد.

 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
... و به این سان آخرین خلیفه عباسیان نمدمال شد
دهم فوریه سال 1258 (21 بهمن ) سپاهیان هلاکو خان نوه چنگیز و ایلخان مغول ایران بغداد را تصرف و المستعصم ــ اخرین خلیفه عباسی را در نمد پیچیدند و کشتند و 17 روز طول کشید تا بغدادیان را قتل عام و این شهر را ویران ساختند. علت نمد مال کردن خلیفه این بود که شنیده بودند قتل یک مقام مذهبی با دست ، باعث خشم خدا می شود. در آن زمان ، هنوز مغولان مستقر در ایران پیرو آیین نیاکان خود بودند. بغداد هنگام تصرف به دست مغولان بیش از چهارصد هزار تن جمعیت داشت که بیشتر آنان به دست مغولان کشته شدند. آمارهای مختلف ــ از 80 تا 300 هزار تن ــ درباره شمار مقتولان بغداد داده شده است.
هلاکو دوسال پیش از تصرف بغداد ، ایلخانی خود را بر مناطق متصرفه در ایران که سهم او از فتوحات پدر بزرگش شده بود مستقر ساخته بود ولی امور اداری و کشور داری را از دست ایرانیان خارج نساخته بود.
طبق بعضی روایات ، نزدیکان ایرانی هلاکو که از عربان و آسیبی که ایرانیان ازدو قرن حکومت آنان بر وطنشان دیده بودند دلخور بودند او را به بر انداختن بساط عباسیان تشویق کرده بودند؛ گرچه در آن زمان اقتدار خلیفه عباسی محدود به شهر بغداد بود.

 
چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
«سده» جشن باستانی و پایدار ایرانیان
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آیین هزاران ساله ایرانیان. در ایران باستان از آغاز آبان تا پایان اسفند را دوره سرما می خواندند که صد روز پس از آغاز این دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ایران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنیده می شود؛ یعنی جشن سده صد روز پس از یکم آبان و 50 روز به نوروز برپا می شود. برخی از پارسیان هند و تاجیکیان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهای شرق ایران، افغانستان و آسیای مرکزی بوته خشک را آدور می خوانند). از سده به بعد، از میزان شدّت برودت کاسته می شود.
     مراسم جشن با هزاران سال پیش تفاوت نکرده است. مردم، هرکس برحسب توان خود، مقداری هیزم اهداء می کند و در زمینی باز آتش برپا می شود و حاضران بر گرد آن به شادی می پردازند.
    نظامی در توصیف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
     رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادی دویدند از هر کنار.
     آریایی ها ی آسیا و اروپا همیشه روشنی و گرمی را که خورشید و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنایات خدا دانسته و احترام گذارده اند.
    فردوسی جشن سده را آتش پرستی نمی داند و برپاکنندگان آن را چنین توصیف کند:
    ..... مپندار کاتش (که آتش) پرستان بدند (بودند - کنایه از این که جشن سده را آتش پرستان به وجود نیاورده اند)
    جشن سده را به هوشنگ پیشدادی نسبت دهند . فردوسی در این زمینه گوید :
     به هوشنگ ماند، این «سده» یادگار ـــ بسی باد چون او دگر شهریار
    سده را قبلا «سدک» می گفتند. ابوریحان نوشته است که صد روز پس از آغاز سرما (یکم آبان)، «سده» و پنجاه روز بعد از سده، نوروز است و از سده تا درو کردن جو و به دست آمدن گلابی بهاره (موسوم به «جو رس») نیز صد روز است.
    اهمیت جشن سده برای ایرانیان که آن را در ردیف آیین های نوروز و مهرگان قرار می دادند به حدی بود که در دوران ساسانیان، شاهان وقت بدون تشریفات در میان مردم در این مراسم شرکت می کردند. پس از حمله عرب، «مرداویز» را احیاء کننده این جشن در قرون وسطا خوانده اند که در اصفهان آن را از سر گرفت.
     چراغانی و روشن کردن شمع را به مراسم «سده» نسبت می دهند. در افسانه های کهن ایران آمده است که متهمان برای اثبات بیگناهی از روی آتش شعله ور عبور می کردند و هزار سال پیش از میلاد، سیاوش هم که متهم شده بود برای اثبات بی گناهی خود از آتش عبور کرد.
    
گوشه ای از جشن سده در 29 ژانویه 2005 در شهر سن حوزه ایالت کالیفرنیا
گوشه ای از جشن سده در 29 ژانویه 2005 در شهر سن حوزه ایالت کالیفرنیا

 
دوشنبه 1 بهمن ماه سال 1386
ترس دولت روسیه از نادر شاه:

بدون جنگ از همه دعاوی خود گذشت و از همان راهی که آمده بود باز گشت
نادر شاه
21 ژانویه سال 1732دولت روسیه طبق یادداشتی که در رشت به نماینده دولت ایران تسلیم شد مفاد قرارداد سال 1724 خود با دولت عثمانی را که به امضای پتر یکم و سلطان عثمانی رسیده بود کان لم یکن و بلااثر اعلام داشت. طبق این قرارداد که با ظهور نادر و از ترس او لغو شد، دولتین روسیه و عثمانی با سوء استفاده از ضعف ایران به سبب جنگ داخلی (تصرف اصفهان به دست قندهاری ها) توافق کرده بودند که سراسر غرب ایران ــ از گرجستان تا خوزستان ــ به عثمانی و نواحی ساحلی شمال ایران ــ از حاجی طرخان تا استراباد ــ به روسیه تعلق داشته باشد. پتر یکم تزار روسیه چند روز پس از امضای این قرار داد درگذشته بود.
     در سال 1724 دولت عثمانی هنگامی که شنید که پتر یکم امپراتور روسیه با 45 هزار سرباز و صدها توپ در حاجی طرخان مستقر شده و قصد راندن به جنوب و رساندن خود به آبهای اصطلاحا گرم اقیانوس هند را دارد که هدف نهایی اوست پیشنهاد انعقاد آن قرارداد را داده بود که میان دو کشور برسر ایران که اوضاع مبهمی داشت درگیری روی ندهد و به علاوه، روسها طمع به غرب ایران نکنند. پتر یکم با این پیشنهاد موافقت کرده بود.
     جانشینان پتر پس از اطلاع از ظهور نادر و قلع و قمع قندهاری ها و عقب راندن عثمانی و برکنار کردن طهماسب دوم شاه صفوی، حساب کار خود را کردند و ضمن لغو یکجانبه قراردادی که باعثمانی امضاء کرده بودند از همه دعاوی خود دست برداشتند و دستور بازگشت نیروها را صادر کردند.
     باوجود لغو این قرار داد و باز گرداندن نیروها، روسیه در بیرون بردن باقیمانده واحدهای نظامی خود از بادکوبه (باکو) تعلل می ورزید که نادر دو سال بعد عازم داغستان شد و روسها با شنیدن این خبر به واحدهای باقیمانده در دژ بادکوبه دستور تخلیه و بازگشت فوری دادند و شتاب در این کار به قدری زیاد بود که سربازان روس تعدادی از توپهای خود را برجای گذارده بودند.
     اسناد آرشیو «سن پترز بورگ» نشان می دهد که به تزار وقت روسیه (جانشین پتر یکم) گزارش کرده بودند که اگر نادر از منطقه دربند قفقاز عبور کند به تصرف روسیه قانع نخواهد شد و تا اروپای مرکزی پیش خواهد راند.


 
شنبه 29 دی ماه سال 1386
تکمیل عمارت« تاج محل » که به دست استاد عیسی ایرانی ساخته شد
عمارت تاج محل در هند در این روز در ماه ژانویه سال 1653 میلادی تکمیل شد. «شاه جهان» امپراتور وقت هند تصمیم به ساختن چنین عمارتی به یاد بود همسر خود ــ ممتاز محل ــ گرفته بود که در اثنای وضع حمل چهاردهمین فرزند خویش درگذشته بود. کار ساختن این عمارت زیبا پس از دعوت استاد عیسی معمار بزرگ ایرانی به هند از سال 1631 آغاز شده بود. استاد عیسی برای ساختن این عمارت باشکوه دهها معمار و تزیین کار از ایران (عمدتا از شهرهای اصفهان، کرمان و شیراز) به هند برده بود. بیشتر تزیین کاران از شیراز بودند. قسمتی از سنگهای مرمر از ایران (معادن کوه هزار واقع در شهرک « راین Rayen» استان کرمان) و ایران خاوری (سرزمینی که انگلیسی ها بعدا نامش را افغانستان گذارده اند و در آن زمان قطعه خاوری ایران بود) به محل حمل شده بود. چند قلم دیگر از مصالح ساختمانی نیز از ایران بود. استاد عیسی در طرح این ساختمان همه نمونه های معماری خاور میانه را بکار گرفته است تا عمارت کاملا اصالت خاور میانه ای داشته باشد، نه هندی (آسیای جنوبی) .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 75940


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها